12 ماهگی...ونزدیک شدنمون به تولد سایمانی...
ماهگی قند عسلم پسر نازم...نفسم....عمرم.... حس زیبای تو رو داشتن ، در آغوش گرفتن ، بوییدن و بوسیدن بهترین حس دنیاست . نازنینم در باورم نمی گنجد به این زودی داره یکسال میگذره، یکسال از داشتن تو ، یکسال از نخستین دیدار ما ، یکسال از جاری شدن اشک شوق از دیدن روی ماه تو و یکسال از زندگی تو که امیدوارم پیش زمینه عمری پربرکت و طولانی باشد هیچگاه فراموش نمیکنم همچین شبی را ؛ پارسال این موقع همه وجودم انتظار بود و نگرانی یادش بخیر ؛ چقدر نگران سلامت ...
آب بازی پسملی توی حیاط...
قند عسلی امروز گذاشته بودمت پیش زندایی اومدم دیدیم تو حوض بادی علی داری آب تنی میکنی... ...
نویسنده :
❤مهسا مامان سایمان❤
22:50
11ماهگی...
ماهگی عزیز دلم پسر عزیزم ...عسلکم...این روزا اونقدر شیطون شدی که دلم میخواد بخورمت...هر روز هزاران بار بوست میکنم و ولی ازت سیر نمیشم...11 ماه مثل برق و باد برامون گذشت...این روزا از جایی کمک میگیری و خودت سر پا وای میستی...هر چی میخوای با انگشت برام نشون میدی...این روزا این کلمه رو زود زود تکرار میکنی نه نه نه نه نه...این ماه دو تا دندون دیگه در اوردی و شدی 8 دندونه...این ماهم رفتیم دکتر برای چکاب که دوباره وزنت کم بود. وزن 8.100 کیلو قد 74 سانت دورسر 44 سانت &nbs...
سایمانی درپارک ولیعصر...
روز پدر...
همسر عزیزم! نمی دانم که دانستی دلیل گریه هایم را، نمی دانم که حس کردی سکوتم را ولی دانم که می دانی من عاشق بودم و هستم. وجود ساده ات بوده که من اینگونه دل بستم. عزیزم همیشه عشق من هستی و خواهی بود. &n...
نویسنده :
❤مهسا مامان سایمان❤
19:59
سایمانی در ائل گلی...
عکس آتلیه ی 10 ماهگی...
...
تولد بابایی...
10 ماهگی...
ماهگی سایمان گلم عزیز دلم...نفسم...10 ماه دیگه از بهترین روزامون....با هم بودنمون گذشت...توی این ماه 2 تا دندون دیگه در اوردی و شدی 6 دندونه...گوشی و بر میداری و میزاری کنار گوشت واَ اَ میکونی...عاشق این هستی که به همه چی دست بزنی و به همه جا سرک بکشی...این ماه هم دو تا دندون دراوردی و شدی 6 دندونه...نفسم...توی این ماه هم بردمت آتلیه تا ازت عکس بگیریم... ...














